تبليغاتX
کاش قلبم درد تنهایی نداشت


کاش قلبم درد تنهایی نداشت

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته

 

 

دلم گرفته و به کنج این شب بی مهتاب و خاموش

تکیه زده است.

نه ستاره ها ، که همیشه مهربان بودند

و نه ماه ، با آن مهتابی زیبا

امشب نمی توانند پاسخگوی گونه های خیس من باشند.

 

 

 

 

 

من اینجا

 

وسط جهنم

 

به روز مرگی رسیدم

 

منم زوزه میکشم

 

جنازه تکه تکه میکنم

 

من همینجا

 

بهشت میسازم

 

با یاد بهشتی که

 

غریبه واسم ترسیم کرد

 

من همینجا . . .

 

من محکوم به دل باختن به یک غریبه

 

آروم آروم

 

جهنمی شدم

 

 

 

 

هلیا
سرنوشت من شايد سرنوشت سايه اي در غروب خداحافظي باشد | |


Design By : Night Skin